صفحات اجتماعی مارا دنبال کنید
منو پیدا کن که بی تو گم شدم
سایه ای خسته ازین مردم شدم
توی آیینه نمیدونم کیم
از خودم از خاطراتم شاکیم
منو پسدا کن که تنهایی بده
روز و شب دنیام خطی ممتده
قصه ی تنهایی ورد لبام
رنگ خاکستر نشسته رو شبام
منو پیدا کن من تنهای نا امید رو
کاش میدیدی دوتا چشمی که میبارید رو
کاش میشد شمع باشی توی شبهای سیام
تو بخوای هرجای دنیا پا به پای تو میام
گنگه افکارم پریشونم کمی
واسه این حالم تو کوهی محکمی
منو پیدا کن تو ناجی شو برام
باورم کن تا ازین برزخ درام
مدتی میشه گمم تو دفترم
دفتری که شعر هاشو از برم
اشک من پای نکوک برگه هاست
دست تو اما نمیدونم کجاست